عناوین الاحکام؛ ترجمه وشرح متن لمعه - ذهنی تهرانی، سید محمد جواد - الصفحة ٢٧١ - از جمله آنها
ترجمه:
٢- از جمله آنها
تساوى در دين مىباشد، بنابراين مسلمان را به واسطه قتل كافر قصاص نمىكنند اعم از آنكه كافر حربى بوده يا ذمّى باشد ولى وى را به واسطه كشتن كافر ذمّى و معاهد تعزير كرده و ديه ذمّى را از او مىگيرند.
برخى از فقهاء فرمودهاند:
اگر مسلمان به قتل و كشتن اهل ذمّه اعتياد پيدا كرده باشد بعد از آنكه مبلغ زيادى از ديهاش بر ديه ذمّى را به او ردّ كردند قصاصش مىنمايند.
فرع
كافر ذمّى را به واسطه ذمّى و ذميّه به قتل مىرسانند منتهى در صورتى كه ذميّه را كشته باشد اوّل نصف ديه كه مقدار زيادى ديه او بر ديه ذميّه است را بوى برگردانده و سپس قصاصش مىكنند و نيز عكس آن جائز است بدون اينكه غرامتى بر ذميّه ثابت باشد.
فرع
كافر ذمّى را به واسطه قتل مسلمان مىكشند و علاوه بر آن بنابر قولى مال و فرزندان صغير او را به اولياء مسلمان مىدهند.
فرع
ولى مسلمان مقتول حق دارد ذمّى قاتل را قصاص نكرده بلكه استرقاقش نمايد مگر آنكه پيش از استرقاق اسلام اختيار كند كه در اين صورت ولىّ تنها حق كشتن او را دارد زيرا مسلمان را نمىتوان رقّ نمود.
فرع
اگر كافر، كافر ديگرى را به قتل رساند و سپس مسلمان شد ديه مقتول را بايد بپردازد مشروط به اينكه مقتول ذمّى باشد.
فرع
طفلى كه از طريق نامشروع متولّد شده وقتى بالغ شد در صورتى كه عاقل باشد اگر اظهار اسلام نمود مسلمان محسوب شده لاجرم اگر ولد الرّشده [١] او را بكشد قاتل را به واسطهاش قصاص مىنمايند.
فرع
كافر ذمى را بواسطه مرتد مىكشند ولى مسلمان را به واسطه مرتد نمىكشند.
[١] كلمه « ولد الرشده» بفتح الراء خلاف ولد زنا مىباشد.